تبليغاتX
ابدیّت - پوپولیسم علمی یا فیل شناسی در شب 1

ابدیّت

نقد.فلسفه.هنر

در 10 سال اخیر در ایران شاهد به راه افتادن موجی بودیم که من نام آن را پوپولیسم علمی می گذارم.روزی نیست که در مجلات و روزنامه هایی که عموما دارای رهیافتی کاملا سیاسی(دوم خردادی و بعضی مجلات مد روشنفکری) هستند شاهد حضور صفحه ای تحت عنوان اندیشه نباشیم.درین صفحات،نویسنده سعی بر آن دارد تا به یک مسئله که محتوی فلسفی یا علمی محض دارد،در حد یک یا چند ستون بپردازد.به کرات شاهد اسامی بزرگان هستیم.ویتگنشتاین،فیرآبند،آلن سوکال،آلن بادیو،کوهن،گودل،آینشتاین،...یا اسامی شاخه های علمی یا نحله های فکری از قبیل:ابر ریسمان،مکانیک کوانتومی،مکتب فرانکفورت،پست مدرنسم،ساختار شکنی،چپ رادیکال،فرویدیسم،...

نویسندگان این مقالات عموما از۳  طیف هستند.یک طیف آنانی هستند که دارای تحصیلات عالی در زمینه مطلب مورد نظر هستند.یعنی می توان پذیرفت حد اقلی از اطلاعات را در مورد مطلبی که می نویسند دارا هستند.میتوان فرض کرد چند کتاب تکست به زبان اصلی را در مورد مطلبی که می نویسند،مطالعه کرده اند.این گونه نوشتار از نظر من در شأن علم نیست.برای ادعای خود چند مثال تاریخی ذکر می کنم.

1-آلبرت آینشتاین بعد از حمله جانانه ای که در سال 1935 (در فزیکال ریویو)به همراه بوریس پودولسکی و ناتان روزن به مکانیک کوانتومی داشت،پودولسکی را به دلیل یک مصاحبه سطح پایین با روزنامه نیویورک تایمز(که منجر به چاپ این تیتر شد:آینستاین ثابت کرد مکانیک کوانتومی اشتباه است)از همکاری با خود کنار گذاشت.

2-کیپ اس تورن،فیزیکدان و کیهانشناس مشهور، بعد از چاپ مقاله معروف خود در فیزیکال ریویو به نام ماشین زمان،تا به امروز در این زمینه مصاحبه نکرده.هزاران مقاله تخصصی در مورد ماشین زمان و امکان ساخت آن با استفاده از متریک آینشاین-روزن(کرم چاله ها)در بین صفحات یک خازن نوشته شده،اما هنوز حتی یک اظهار نظر از مبدع این نظر؛تورن،در هیچ مجله و یا روزنامه ای دیده نشده.

3-فیزیکدانان[و اصولا اهالی علم]در آثارشان که معمولا اگر رتبه علمی بالایی داشته باشند،پس از مرگشان در چند مجلد چاپ می شود،دارای مقدار زیادی مقالات چاپ نشده هستند،یا حتی مقالاتی که با اختلاف تا 10 سال پس از نگارش،چاپ شده اند.این مهم بیانگر وسواس شدید اهل علم و دوری از هیاهو سالاری است.زیرا دلبستگی شدید آنان علم است،نه افکار عمومی.

4-رسمی زیبا وجود دارد که یک دانشمند در میانه[یا انتهای دوره علمی خود]یک یا چند کتاب عامه فهم به رشته تحریر در آورد،که در بردارنده یک نوع بیان ساده و بدور از مسائل حرفه ای رشته خود است.در فیزیک تعداد این کتاب های بزرگان بسیار زیاد است.اما عموما این کتاب ها نیز توسط اهل فن خوانده می شود،اگر هم عوام بدان بپردازند،فقط یک تفریح ساده یا کنجکاوی است.

مثال هایی از این دست در علم زیاد است،اما حقیر به دلیل رعایت ادب علمی و اینکه رشته تخصصی فیزیک نظری را می گذراند به بیان مثال هایی از متن فیزیک نظری،که حد اقل 20 مورد در زمان نگارش این نوشتار در ذهنم موجود است،می پردازد.

توصیه صاحب این قلم به نویسندگان این مقالات، که عموما به دلیل رکود اقتصادی نتوانسته اند در حرفه خود جذب شوند، و نوشتن در روزنامه ها[دوم خردادی] را پیشه کرده اند،ضمن احترام،آن است که بین شان  علم و امرار معاش یک امر را انتخاب کنند،و رسما بدان اشاره داشته باشند.جای علم و بحث مجله های تخصصی است و یا صحن محیط های آکادمیک.نه اینکه برای قومی که در یک زمینه اطلاعاتی ندارند یک مشت بحث های تخصصی را زور چپان کنیم،حال میزان درستی برداشت خودمان بماند.

دسته دوم که مقاله می نویسند،افرادی بی سواد و دارای ذهنی آشفته هستند.این افراد معمولا در علوم انسانی،که به اعتقاد حقیر از اهمیت و دشواری زیادی برخوردارند،قلم فرسایی می کنند.هنر این افراد انتقال ذهنیت بیمار و فهم سطحی خود از مطالب برای افرادی ساده و صادق است که تشنه دانستن هستند.باید گفت وجود این افراد بسیار خطرناک و مضر است.در یک کلام عامل ایجاد پوپولیسم علمی است،که حقیر نام فیل شناسی در شب را بدان می دهم.و به دلیل پاره ای از اعتقادات بیشتر از آن گروه در آینده خواهم نوشت.

دسته سوم افرادی هستند که باید بنویسند در هر کجا و تحت هر عنوانی.زیرا وجدان آگاه و بیدار چامعه هستند.زیرا تریبونی برای بیان پاره ای از نکات ظریف ندارند،و بلکه بیان نکاتی از آنها باعث نجات این جامعه در حال سقوط شود.دکتر ناصر فکوهی،دکتر محمد صنعتی،دکتر مهدی گلشنی،دکتر موسی غنی نژاد،... از نمونه های بارز این جنبش هستند.

امیدورام روزی فرا رسد که نه مدال های آینشتاین کشف شوند،نه زلزله قابل پیش بینی باشد،نه پوپر پوزیتیویست باشد،نه چپی ها خواهان آتش زدن مغازه ها باشند.نه فیرآبند خواهان بسته شدن درب دانشگاه ها باشد.نه مارکوزه خواهان حمله نظامی به آمریکا باشد.نه فروید سکس با خواهر را روا بدارد.و نه سارتر یا فوکو در حد یک بچه مفعول پایین آورده شوند!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 23:31  توسط ابدیّت  |