I was born in a cross-fire hurricane
And I howled at my ma in the driving rain
But its all right now, in fact, its a gas
But its all right. Im jumpin jack flash
Its a gas! gas! gas
I was raised by a toothless, bearded hag
I was schooled with a strap right across my back
But its all right now, in fact, its a gas
But its all right, Im jumpin jack flash
Its a gas! gas! gas!
I was drowned, I was washed up and left for dead
I fell down to my feet and I saw they bled
I frowned at the crumbs of a crust of bread
Yeah, yeah, yeah
I was crowned with a spike right thru my head
But its all right now, in fact, its a gas
But its all right, Im jumpin jack flash
Its a gas! gas! gas
Jumping jack flash, its a gas
Jumping jack flash, its a gas
Jumping jack flash, its a gas
Jumping jack flash, its a gas
Jumping jack flash
By:The Rolling Stones
روزگار به سختی می گذرد.حس بیگانگی،گوشه گیری،ابهام آینده و نیاز به دوری از اطرافیان که گاها با احساس نفرت آمیخته می شود.انتخاب ها را مرور می کردم.اما هر چه بیشتر سبک و سنگین می کنم بیشتر گیج می شوم.شاید بهتر باشد یک سال استراحت کنم.چندی است فکر می کنم الگویی جدید از روش کار به فکرم رسیده است.آنچیز بیش از هر چیز آزارم می دهد ترس از این نکته است که احساس کنم روزی رسیده است که وقتی به گذشته نگاه می کنم،حس می کنم همه اش پوچ بوده است.تمام زندگی از اساس اشتباه بوده است.
چندی در کارهایی که اغلب دانشجویان علوم می کردند تردید داشتم،وقتی به فردی که به نسبت بقیه بهتر است صحبت کردم،فهمیدم تا به امروز به پوچی و اشتباه گذشته است.یک هفته نشستم و نوشته های آدم های معروف را مرور کردم،تازه حس می کنم که خوب بودن تا به چه اندازه مشکل است.خیلی ها از ایران می روند و در فیزیک مقاله می نویسند،اما نوشته های خیلی از آنها حتی یک مشتری ثابت ندارند.
"شاهین" می گفت باید فرهنگ تحقیق را آموخت.باید ایده پردازی و پروراندن ایده را آموخت.راست می گفت.واقعا تعداد افرادی که در فیزیک انرژی های بالا تحصیل می کنند و کارهای آنها به علم می افزاید شاید از تعداد انگشتان دست فرا تر نباشد.
ما ایرانی ها دوخصلت بد داریم.بی نهایت تنبل هستیم و بیشتر از آن متقلب هستیم.مقاله نوشتن ما هم مانند فیلم ساختن ما در جشنواره های جهانی است.می رویم روشی را یاد می گیریم تا فقط بتوانیم سر و ته چیزی را به هم بچسبانیم و یک جوری داور را فریب دهیم.
اما جای خوشبختی است که دنیا هم حساب و کتابی دارد و هنوز می توان خوب را از بد تمییز داد.رتبه مجلات و میزان ارجاعات شاید اگر بهترین روش نباشد،یکی از درجات آزادی هایی است که هنوز می تواند خوب و بد را جدا کند.
شاهین راست می گفت.باید ریاضی خوند.باید کارها را برای مدتی تعطیل کرد.باید فقط خواند و از هیچی نشدن نترسید.باید وسوسه چیز نوشتن را تعطیل کرد و چیز درست و حسابی نوشت.خیلی وسوسه شده ام یک سال همه چیز را تعطیل کنم و بشینم درست و حسابی خودم را تربیت کنم.فکر می کنم حتی اگر به قیمت نابودی کامل باشد،بهترین روش است که برای یک بار ببینم من چیزی هستم و یا چیزی خواهم شد یا نه.وگرنه بهترین کار نوشتن مقالات عامه فهم در روزنامه های دوم خردادی است.مگر خیلی ها نمی نوشتند.حتی می توان ادیتور های مجلات متوسط به بالای آمریکایی را خر کرد و ۳۰ مقاله هم به زور نوشت.اما آخرش چه؟اگر خودت به خودت ارحاع ندی،هیچ کس کارت را نمی خونه.
یک جور برخورد صادقانه با خود است.بهتر از سمبل کردن و قاطی کردن همه چیز است.حس می کنم باید تصمیمم را روی کاغذی بنویسم و در پاکت سر بسته ای بگذارم و یک بار صادقانه با خودم برخورد کنم.
من هم از اینجا می روم.مثل بیشمار بعضا نخاله ای که از اینجا رفتند.اما چه قدر خوب است آدم خودش خودش رو بسازه.همیشه می توان کون دنیا را پاره کرد،آنچنان که ایرانیها استادش هستند.اما این سالها چند تا کامران وفا،نیما ارکانی درست شدند؟
دیدن شاهین اثر زیادی روم گذاشت.فکر می کنم می بایست این برخورد زودتر انجام می شد.