"...مایه داره،خر مایه است،پولداره،انده مایه است،خر پوله،فوفوله،سوسوله،شمال شهریه،بالای شهریه،سیتیزینه،خارج زندگی می کنه،خارجه زندگی می کنه،گیریم کارت داره،گیرین کارت داره،گرین کارد داره،ماشین آخرین مدل،ویلا،خونه ویلایی داره،ازدواج مصلحتی می کنیم،من عشق خارج ام،من اینجا حیف میشم،مصلحتی ازدواج می کنیم،دوستم داره از خارج میاد می خوام خودم رو آویزونش کنم،طرف از من آویزونه،خودش رو به من انداخته،می خوام بدوشمش،طرف داره از خارج میاد حتما اپنه،طرف تازه طلاق گرفته داره میاد می خوام ببرمش شمال،تو خارج شرکت داره،استاد دانشگاهه،همسایشمون می گفت اونجا همه عاشقش هستند،می خوام پردم رو بدوزم،می گند از زن آفتاب مهتاب ندیده خوشش می یاد...
...شوته،تعطیله،شاسه،شاس می زنه،،شاسکوله،اسش کردیم،دودرش کردیم،بچه مثبته،جواده،جواته،دهاتیه،پائین شهریه،خواهرش خیلی گوشته،خرخونه،انده معرفته،خراب رفیقه،رفیق بازه،تو عرق ظرفیتش بالاست،اکس رو ترکونده،ترشیده است،خونه نشینه،رو دست بابا و ننش باد کرده،...
...خونه مجردی،خونمون امروز مکانه،مامان و بابا رفتند سفر،مکانم جوره،ساقی،حش،حشیش،کرک،کک،شیشه،تلخک،سبزک،اکس،متادون،ترامادول،ریتالین،می خوام بترکونم،عشق و حال،خانوم بازی،زنبازی،اوتو زدن،خیابون گردی،دفترم تو شرکت خالیه،بر و بچس،بر و بچز،دنبال پایه هستم،زنم امروز دیر میاد خونه،زنم سفره،شوهرم با من کاری نداره،سرش به کاره خودشه،طرف اپن مایندده،روشنفکره،تیریپش اسپرته،عجب گوشتیه،عجب ک...،عجب هولویی است،عجب غوشتیه،برای من نمی خوای کادوی تولد بخری؟طرف لارج است،دستش راحت میره به جیبش،من هر وقت باهاش می خوابم به همسایمون فکر می کنم،بازوهاش کلفته،جلو بندیش آباده،خیلی وحشیه،چشماش یه جوریه،چند بار باهاش تیریپ رفتی؟چند بار از عقب؟،کف دستی،خودکفام،دستام به ت..،...
...پست مدرنیسم،پست مدرنه،موج نویی است،اپن مایندده،تیریپش روشنفکریه،با شاگرداش می خوابه،زیاد کتاب می خونه،تو حال خودشه،عشق سینما،فیلم باز،فیلم باز حرفه ای،انده نقاشیه،شعراش دیونم می کنه،وقتی می بینمش حشرم می زنه بالا،حشریم می کنه،عشق ما اقلاطونیه،ما زیاد تو مسائل خصوصیمون به هم کار نداریم،اپن مریج هستیم،اپن ریلیشن شیپ هستیم،بهار فصل جفت گیریه،من همیشه با عشقم که هستم موبایلم رو خاموش می کنم،خدا پدر ایرانسل رو بیامرزه،دنبال سوراخ فوریه،می گند وصله،موهاش تا ببخشید باسنش است،دیر حمام میره،به صورتم که نگاه کرد فهمیدم وصله،اهله اک است،درویشه،مثل علی سنتوریه،هنرمنده،نمی دونی چه جری گیتار میزد،من عصیان می کنم و عصیانم را از دور برایت باقی می گذارم،کتاب ترجمه می کنم،امروز سخنرانی دارم،من اولین بار پست مدرنیسم را به ایران آوردم،من اولین بار اسم اسلاوی ژیژک را به دیگران یاد دادم،من بودم که اولین بار این کتاب را به جامعه کتابخوان معرفی کردم،خونش پاتق اهل اندیشه است آخرش خیلی خوب رقصیدیم،نمی دونی طرف تو کافه تو دوبی چه ویلونی می زد همش سه لاچنگ بود،من چپم،من تنها چپی هستم که سیگار مالبرو می کشم،من برنامه اقتصادی دارم،من لیبرال هستم،من عکس هیتلر رو بالای سرم نصب کردم،...
۱-سرکار خانم شما چه می کنید؟
ام،من فیلم می بینم،کتاب می خونم و شعر می گم و ... ام برای چهل چراغ! مقاله می نویسم...
۲-سرکار خانم فیلمساز در آثار شما شباهت هایی با ... وجود داره
ببینید ام؛من هوشم زیاده بوده و این باعث می شه تحت تأثیر کسی نباشم بلکه جمع بندی دیگران باشم،من از مرز کلاسیک عبور کردم....
۳-من دارم فرانسه می خونم،اس کو وو ووله پقله فقانسه؟
۴-می دونید آقای شاکرین من امروز با این سن و سال(۲۰ سال)به این نتیجه رسیدم که کل زندگی عبارت است از عبور از خطوط قرمز،خیلی برای فهمیدنش زحمت کشیدم و جسارت داشتم.این رو با هم صداقتم به شما می گم،از شما تعجب می کنم و اینکه چرا شما دوست ندارید روشنفکر باشید.از شما بعید است.راستی نظر شما درباره محسن نامجو چیه؟بعد از گوگوش پدیده موسیقی ایران است.البته من از موسیقی سنتی هیچ نمی دانم.
۵-آقای شاکرین من با خدا ارتباط دارم،آیا شما ارتباط ندارین؟خیلی ارامش بخشه؟
-خیر،بنده اگر هنرمند باشم می توانم با بندگان صالح خدا در ارتباط باشم
میشه به گارسون بگید یک لیوان آب بیاره،من زمان دارو خوردنم داره می گذره،ممکنه امشب خوابم نبره...
...امتحان تافل،جی آر ای،ریکام،ریکامندیشن،ریکامم رو بنویسه گور پدرش،می خوام ازش ریکام بگیرم مجبورم،لعنت به این خراب شده،می خوام بزنم به چاک،من حیف دارم می شم،اپلای کردن،فاند،گرنت،حاضرم خایه هاش را بمالم تا بهم پذیرش بده،دد لاین،داره دیر میشه،لعنت به این مملکت،اینجا استعداد کشه،نامه می نویسم برای همه کپی-پیست می کنم،من دارم میرم،خدافظ،کون لق همتون،حال کنین با دانشگاه،خارج رفتن خیلی سخته از هر کسی بر نمیاد،خارج؟اصلا فکرش رو هم نکن کار تو نیست،من رفیقم خارجه،دختر عمم خارجه،منم دارم میرم،تمام پذیرش هام ا.کی شده،من خودم زیاد خارج نمی رم اما فامیلامون زیاد میرند و میاند...
...طرف خواهر و مادرم رو یکی کرد،مادرم ج..ست اگر دروغ بگم،فلان عمم اگه تا فردا پولت رو ندادم،دهنم رو گ... تا راستش رو گفت،قیمت بکارت ۴۰۰ تومن است،طرف مریم مقدس است،تا لب دریا آدم رو می بره و تشنه بر می گردونه،خیلی چفت و بستش محکمه،پیچ و مهره هاش خیلی شله،پردش رو زدم،اگر پردش رو بزنی تا ابد نوکر و مطیعته، دنبال زن سن بالا هستم،زن طلاقی بهشته،می خوام بدوزم پردم رو،فلانی از دماغ عمل کرده خوشش می یاد،سینه هام کوچیکند،سینه های بزرگ دوست داره،باسنم رو عمل کردم،طرف از صندل و لاک خوشش می یاد،قیمت کورتاژ چنده؟،دوست دخترم به نظرم با یکی دیگه هم هست،از کجا معلوم بچه مال تو باشه؟،به هم سکس چت می کردیم،...
... و این نقاشی ادامه دارد...."
از خواندن عبارات بالا چه احساسی به شما دست می دهد؟عبارات بالا محصول یک مطالعه بود،دفتر یادداشتی تهیه کردم و عبارات و جملاتی را بیش از ۵ بار به گوشم می خورد یادداشت می کردم.اگر بگویم پاره ای از این افاضات رو روزی پنج بار شندیم و اگر بیشتر هم می خواستم می توانستم بشنوم،حرفی به گزاف نگفته ام.
به نظرم جامعه ای که گفتمان غالب آن بدین سمت پیش رود،خطری بزرگ را در پیش رو دارد.جامعه ای که هر یک از افراد آن فقط به دنبال منافع خود هستند(زود گذر و یا دیر گذر)و حاضرند برای رسیدن به منافع خود از هر خط و خط کشی عبور کنند.جامعه ای که بر اساس برچسب ها و مرز بندی ها و اظهار نظرهای زودگذر و شتاب زده،افراد آن می توانند با هم در ارتباط باشند.انسان کالایی است که میبایست ابتدا بر روی آن یک مارک بخورد و سپس بر اساس ارزش و اعتبار این مارک مورد ارزیابی و ارزشگذاری قرار گیرد.از سویی دیگر افراد این جامعه؛نیز برای اثبات خود و ارزش یافتن به دنبال جایگاهی برای خود هستند و باز هم یک مارک نیاز دارند،مادامی که مارکی نداشته باشند نمی توانند هویتی داشته باشند و نمی توانند با اعتماد به نفس وارد جامعه شوند.اعتماد به نفس افراد این جامعه در گروه خرد کردن اعتماد به نفس دیگران است،اگر از روی عقاید و شخصیت یک فرد دیگر عبور نکنی،نخواهی توانست برای خودت کسی باشی.از سوی دیگر ساده ترین نیازهای سرکوب شده دیگران جنان پر رنگ و های-لایت شده اند،که در واقع امر فرمان و جهت حرکت انسان را در دست گرفته اند،حتی در تخیل او وارد شده اند و کلام او را نیز تسخیر کرده اند.
ادامه دارد
توجه:
این تابلو که حاصل ۶ ماه گوش دادن به حرف های آشنایان و نا آشنایان در دانشگاه،تاکسی،مترو،پارک،کافه،صدای صحبت کردن دیگران با تلفن همراه در خیابان ... و ما حصل یاداشتی بود که بخشی از آن ادبیات را عینا و بدون کم و کاست نقل کردم
