تبليغاتX
ابدیّت - تک مضراب 20(اهمیت سکوت یک طرفه در روابط انسانی)

ابدیّت

نقد.فلسفه.هنر

زمانی که شرح محاکمه رابرت اپنهایمر،را در دادگاه فدرال ایالت متحده در زمان سناتور مک کارتی می خواندم یک نکته جالب نظرم را به خود مشغول کرد که تقریبا پس از ۱۰ سال معنای آن را درک کردم.موضوع در ارتباط با شهادت یک فیزیکدان متخصص رادار بود که در شرح شهادت خود،در زیر سوگند،بدترین تهمت ها را نثار اپنهایمر کرد.زمانی که برای دفاع نوبت به اپنهایمر رسید،او گفت که حرفی برای گفتن ندارد و وکیلش را نیز از پاسخ دادن به اتهامات منع کرد.چون می دانستم سالها بعد اپنهایمر از تمام آن اتهامات برکنار شد و حتی در زمان جانسون،ازو اعاده حیثیت به عمل آمد،همیشه از خود می پرسیدم که دلیل سکوت اپنهایمر در مقابل اتهامات آن مهندس نیروی هوایی چه بود؟

امروز پس از ۱۰ سال دلیل آن سکوت را با تمام وجود درک می کنم.

گاه انسان در شرایطی با انسانهایی به تمام معنا احمق و بعضا خود شیفته طرف است.افرادی که به طور قطع می توان گفت که هر آنچه می بایست بدانند و یا احتمالا فرصت آموختن آن امورات برایشان فراهم بوده است را یا نیاموخته اند و یا فرصت آموختن آن امورات را از دست داده اند و در نهایت ورودی ذهن آنها بسته شده است و توان روبرو شدن با هر چیز جدیدی را از دست داده اند،لذا هر گونه تلاش برای فهماندن یک امر به آنها و یا حتی تلاش برای اینکه به آنها نشان دهی در گفتارشان تضاد منطقی وجود دارد،لزوما و از روی جبر تاریخی،محکوم به شکست است.لذا بهترین شیوه برای برخورد با این افراد آن است که سکوت را به صورتشان پرت کنی،و با خونسردی به آنها یاد آوری کنی که شأن و جایگاهشان چیست.

در این سن و سال تازه فهمیدم تا به چه اندازه بحث با مردمانی که در کالبد یک تجربه مشترک فکری با من نیستند،عبث،بیهوده و خسته کننده است.پس از چنین بحث هایی دچار کرختی و چیزی شبیه به نا امیدی شدید میشوی.آن چیز که بدیهی است آن است که به هیچ وجه نمی توانی طرز فکر و فضای فکری یک فرد را تغییر دهی.پس بهتر است پس از رد و بدل شدن چند جمله،و دیدن طرز واکنش طرف مقابل که همه اینها کمتر از ۵ دقیقه به طول می انجامد،به سرعت رابطه را به صورت کاملا یک جانبه قطع کنی.

زیرا هر چه زمان بیشتری از رابطه با این افراد بگذرد،معاشرت با آنها کسالت بار تر،عذاب آورتر و در یک کلام دهشتناک تر می شود.چیزی که از همه بدتر است آن است که این افراد معمولا حافظه ضعیفی دارند و گفتار و کردار و نوشتار آنها به زودی از یادشان می رود.در حالی که گفتار و نوشتار و کردار تو را هموراه در حافظه دارند.

یاد صحنه محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی افتادم که سرتیپ آزموده(جوانکی ۴۰ ساله) به مصدق (به پیر مردنی ۷۵ ساله)گفت:

-زیاد روضه می خوانید

دکتر مصدق گفت:

-ما در دیوان لاهه و شورای امنیت هم زیاد از این روضه ها خواندیم

و سپس سرش را روی میز گذاشت و تا پایان دادگاه خوابید.

هیچ چیز دردناک تر از معاشرت با این افراد نیست.متاسفانه هر چه بیشتر به اطراف نگاه می کنی بیشتر و بیشتر از این آدم ها در بین مردم می بینی.

دردناک است

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 18:57  توسط ابدیّت  |