تبليغاتX
ابدیّت - دکتر حسین فاطمی

ابدیّت

نقد.فلسفه.هنر

۱-دکتر حسین فاطمی:"می دانيد چرا من کشته می شوم؟ من برای اين کشته می شوم که اولين اقدام من در وزارت امور خارجه به دستور پيشوای نهضت ملی بستن سفارت و قنسول خانه های انگليس در ايران بود و بنا به گفته پيشوای ما سرگذشت جبهه ملی بايد سرمشق مردمی شود که در خاور ميانه عليه مظالم انگليس قيام می کنند."

۲-شاه می گويد :
« در اين مورد زياد فکر کرده ام. مصدق محاکمه می شود.( در اين موقع لبهای شاه می لرزيد) و به سه سال محکوم خواهد گشت ... رياحی نيز مجازات مشابهی دارد. ولی يک استثنا وجود دارد و آن، حسين فاطمی است . او هنوز دستگير نشده ولی به زودی او را پيدا می کنند. فاطمی، بيش ازهمه ناسزاگويی کرد. هم او بود که توده ايها را واداشت مجسمه های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگيری، اعدام خواهد شد.»

۳-در گزارش سام عضو سفارت انگلستان در بيروت به وزارت خارجه در سی سپتامبر ۱۹۵۳ برابر هشتم مهر ماه ۱۳۳۲ طبق سند شماره ۱۰۴۵۸۴/۰۳۷۱F آمده است که:
«تا آنجا که از مطالب روزنامه ها دستگيرم شده، اوضاع چندان هم بد پيش نمی رود. هرچند اطلاعات محرمانه ای ندارم. به احتمال زياد، اميدوارم شما از جريان اوضاع راضی باشيد. مصدق قطعا" مشکل ايجاد می کند. به گمانم چون در حمام خون کشته نشد، تبعيد بهترين راه حل باشد. اعدام بی رحمانه، صرفنظر از غير انسانی بودن آن، ممکن است در مورد مصدق عاقلانه نباشد ولی شايد برای فاطمی، اگر دستگير شود، بهترين راه حل باشد. تا زمانی که اينگونه افراد زنده هستند و در ايران به سر می برند، هميشه خطر ضد کودتا وجود دارد، شدت عمل ضروری است...»

۴-آزموده گفت اگر وصيتی داريد بفرمائيد، شما که مکرر می گفتيد: من از مرگ ابائی ندارم و مرگ حق است. دکتر فاطمی پاسخ داد: “ آری آقای آزموده مرگ حق است و من از مرگ ابائی ندارم، آنهم چنين مرگ پرافتخاری، من ميميرم که نسل جوان ايران از مرگ من عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر اين کشور حکومت نمايند.”

۵-قبل از اجرای حکم اعدام، دکتر فاطمی به آزموده می گويد:
“ آقای آزموده! مرگ بر دو قسم است، مرگی در رختخواب ناز و مرگی در راه شرف و افتخار و من خدای را شکر ميکنم که در راه مبارزه با فسادشهيد می شوم...”

۶-دکتر مصدق گفته است:
" اگر ملی شدن صنعـت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده، بايد از آن کسی که اول اين پيشنهاد را نمود سپاسگزاری کرد و آن کس شهيد راه وطن دکتر حسين فاطمی است"

روز  ۱۹ آبان سال پر درد و دریغ ۱۳۳۳،روزی است خاص.روزی که مرحوم فاطمی در یک منزل مسکونی مخفی،زمانی که مأمورین شهربانی به قصد پیدا کردن یکی از توده ای های فراری آن منزل را جستجو می کردند،پیدا شد،مامور شهربانی بانگ بر آورد به دنبال چه بودیم و چه پیدا کردیم.افسر ما فوق بانگ بر آورد "آهسته سخن بگو،اگر مردم بفهمند که ما فاطمی را دستگیر کرده ایم ما را تکه تکه خواهند کرد".

اما همان روز ۱۹ نکبت بار رسید،مردی با ۴۰ خط تب بر روی برانکار،در حالی که از ضربات چاقو اراذل و اوباش به خود می پیچید،وارد میدان اعدام شد.آخرین تقاضایش که دیدار با پدر معنوی اش بود،رد شده بود.سیگاری کشید و با دکتر شایگان و مهندس رضوی صحبتی چند کرد و سپس برای همیشه خاموش گشت.اما آب از آب تکان نخورد.

تمام تلاش های حضرت آیت ا... زنجانی،برای نجات او و یا فرار دادن او ناکام ماند.حتی گوجه فرنگی هایی را که به دستور آیت ا... زنجانی به اتاق او فرستاده می شد،دردی را درمان نکرد.مردی در اتاق مجاوربود که در اثر ضربات چاقو و ضرب شتم شدید پس از دستگیری،تمام سیستم روده های مصنوعی او باعث خونریزی شدید داخلی شده بود.تنها ارتباط این مرد با جهان،نامه هایی کوتاهی بود بر روی کاغذ سیگار به حضرت آیت ا... زنجانی می نوشت.وزیر خارجه ای که در سفارت انگلیس را گل گرفته بود و نظریه پرداز ملی شدن نفت بود،پول گرفتن وکلیل نداشت.آقای زنجانی اصرار کرد که پول وکیل را او بپردازد،اما او سر باز زد،زیرا می دانست پس از مرگ دیگر کسی نیست که بتواند پول را عودت دهد.شمشیری ها زمانی که حاضر شدند با تمامی وجود پا به میدان گذارند،او سر باز زد.فقط حاضر بود از پول برادرش وکلیل اختیار کند.می دانست که به زودی فرزند خردسالش علی و همسرش تنها و بی پناه خواهند شد،اما زمان انتخاب رسیده بود.از حضرت آیت ا... زنجانی خواست که امکان تماس خانواده با برادرانش که اساتید دانشگاه پرینستون بودند و رفتن خانواده را انجام دهد.و ارتباط قطع شد.ایت ا... از زندان آزاد شد و هر چه اصرار داشت تماسش را با فاطمی ادامه دهد میسر نشد.تنها خواسته او از آیت ا... مشورت با مصدق بود که ببیند در دادگاه چگونه به سوالات آن بی شرافت ها پاسخ دهد.اما آن نیز ممکن نشد.

فاطمی رفت.مردی که نمونه شرف،صداقت و آزادی و وفای به عهد بود.

زمانی که شب کودتای ۲۵ مرداد مرحوم فاطمی،همراه با مهندس حق شناس و مهندس رضوی با لباس خواب در منازلشان دستگیر شدند و به میدان اعدم فرستاده شدند،پس از آنکه مصدق بر اوضاع مسلط شد،دکتر فاطمی با عصا و پای برهنه به سمت منزل کاخ روان شد.دم درب منزل غلامحسین خان مصدق،پسر مصدق فاطمی را دید،

گفت:"ا،آقا این چه وضعیه؟"

گفت:"این وضعیه که مماشات با انگلیس ما را به این روز انداخته و اگر امروز کاری جدی نکنیم همه ما را در این منزل به قتل می رسانند"

فاطمی وارد اتاق مصدق شد،مصدق با دیدن فاطمی شروع به گریه کرد و گفت"این چه وضعیه؟"

فاطمی گفت:"من از وزارت خارجه استعفا می دهم و مرا وزیر جنگ کنید"

مصدق گفت:"آقا من مرد قانونم،من ضمن احترامی که برای شما قائلم و مراتب تاسف من به خاطر وضع شما،من خلاف قانون عمل نمی کنم.خوتان برید و با لطفی وزیر دادگستری یک فکری بکنید"

اما افسوس که زخم ۲۸ مرداد بر این پیکره وارد آمد.افسوس...

روحش شاد...

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 13:27  توسط ابدیّت  |