جوئل شرک،از نظر من یکی از نمونه های سنتی نبوغ در قرن بیستم است.مردی از فضای فرهنگی پاریس به همراه دوستش آندره نووو،در اواسط دهه ۶۰ به کلتک نزد جان شوارتز می رود.در کمتر از شاید ۱۵ سال زندگی علمی،نقشی بسزا در فیزیک نظری ایفا می نماید.و ناگهان به یک روایت از میچیو کاکو خودکشی می کند و در یک روایت دیگر از عده ای دیگر از فیزیکدانان نظری،در اثر دیر تزریق کردن انسولین(در اثر بیماری دیابت) به کما می رود.(استفان هاوکینگ)
در روایتی که از میچیو کاکو نقل شده،جوئل شرک به شدت در یک تقابل شدید با فرهنگ خاصی که در اواخر سالهای جنگ ویتنام،در محله های تلگراف ستریت برکلی و هایت آشبری سنفرانسیسکو حکمفرما بود،قرار گرفته بود.او در سال ۱۹۷۰ ناگهان دانشگاه پرینستون را ترک کرد و به برکلی رفت تا مدتی در آنجا به کار و تحقیق بپردازد،پس از اقامت در برکلی،چندین مرتبه در بین فرانسه و آمریکا در رفت و آمد بود،تا ناگهان در اوج کارهای درخشانش در نظریه ریسمان و نظریه ابر-گرانش،آمریکا را ترک کرد و راهی شرق دور شد.مدتی در یک معبد در تبت به راهبگی پرداخت و سپس با قطار عازم فرانسه بود که به روایتی در قطار خودکشی کرد.بنابر روایات افراد زیادی او از یک شکست عاطفی با همسرش به شدت در عذاب بود و همین امر می تواند قوت امر خودکشی را در او قوی تر گرداند.
اما چیزی که در دوره جنگ ویتنام در آن منطقه خاص از آمریکا رواج داشت،مقوله ای به شدت پیچیده و شاید عجیب در خود تاریخ نظام دانشگاهی در آمریکا است.جنبش ضد جنگ،رنگ و بوی چپ و کمونیستی پیدا کرده بود و این امر مقارن شده بود با دوره ای که به ان دوره دوره سایکودلیک می گویند.از این ملقمه،که از یک سو بوی آنارشی می داد و از سوی دیگر به شدت یک جنبش اعتراضی بود و همزمان شده بود با به قدرت رسیدن افکار چپ در دانشگاه های مختلف آمریکا،پدیده های عجیبی بیرون آمد.شلوغی های برکلی،تیر اندازی پلیس در پیپلز پارک و کشته شدن یک دانشجو،فستیوال مویسقی وودستاک که آن سالها توامان شده بود با فعالیت های ضد جنگ گروه های نودیست(طبیعت گرا ها)و...
Some folks are born made to wave the flag
Ooh, theyre red, white and blue
And when the band plays hail to the chief
Ooh, they point the cannon at you, lord
It aint me, it aint me, I aint no senators son, son
It aint me, it aint me; I aint no fortunate one, no
Yeah
Some folks are born silver spoon in hand
Lord, dont they help themselves, oh
But when the taxman comes to the door
Lord, the house looks like a rummage sale, yes
It aint me, it aint me, I aint no millionaires son, no
It aint me, it aint me; I aint no fortunate one, no
Some folks inherit star spangled eyes
Ooh, they send you down to war, lord
And when you ask them, how much should we give
Ooh, they only answer more! more! more! yoh
It aint me, it aint me, I aint no military son, son.
It aint me, it aint me; I aint no fortunate one, on
It aint me, it aint me, I aint no fortunate one, no no no
It aint me, it aint me, I aint no fortunate son, no no no
(By: Creedence Clearwater Revival )
تمام این وقایع برای جوانی که از یک فرهنگ متفاوت می آید مقداری عجیب و شاید کلافه کننده باشد.جوانی که در حال پرداختن و کار کردن روی شاید یکی از عجیب ترین انقلاب های فکری در فیزیک نظری است.در ارتباط با این جوان دیگران چیزهایی عجیب تعریف کرده اند.پیر ریموند که دورانی را در پرینستون گذرادنه حکایاتی از یکی از بارهای آنجا و جوانی که با رب د شامبر در بار زمان می گذرانده تعریف می کند.اما آنچه که در مسیر پرینستون-برکلی اتفاق می افتد شاید یک شوک دردناک باشد.آن زن محو می شود.
I put a spell on you
Because youre mine
You better stop
The things that youre doin
I said watch out
I aint lyin, yeah
I aint gonna take none of your
Foolin around
I aint gonna take none of your
Puttin me down
I put a spell on you
Because youre mine
By: Creedence Clearwater Revival
زندگی همواره نقشی دوگانه در زندگی انسان ها بازی می کند،آنها را به عرش می رساند و در غالب دردها،چهارپایه را از زیر پای آنها پائین می کشد.
مقاله مروری او بر اتفاقاتی که در نظریه ریسمان تا سال 1974،افتاده است یکی از زیبا ترین و پر ارجاع ترین مقاله های مروری تاریخ فیزیک است.زندگی با فکر او و اینکه او چگونه زندگی کرده همواره برایم جذاب بود.گاه نگاه کردن به شهاب سنگها بسیار لذت بخش است.
برای یاد جوئل شرک
یادواره جان شوارتز
خاطرات پیر ریموند