تبليغاتX
ابدیّت

ابدیّت

نقد.فلسفه.هنر

آلن کن،از نظر من نمونه یک دانشمند مدرن تمام عیار است.فارغ از اثری که از خود به جای گذاشته که ابعاد آن احتمالا برای سالها فیزیک نظری قرن ۲۱ و شاید ۲۲ را در بر خواهد گرفت،عزت نفس و آزاد اندیشی آکادمیک او بسیار قابل تقدیر خواهد بود.او تمام کتاب ها و نوشته های علمی خود را به صورت رایگان بر روی اینترنت قرار داده است.شاید این چنین عزت نفسی از یک دانشمند قرن بیستمی،منحصر به فرد باشد.فردی که در حد مادی از یک زندگی متوسط به بالا برخوردار است،بی هیچ چشمداشتی حاصل یک عمر کار بسیار سطح بالای خود،شامل دو کتاب و چندین صد مقاله و سخنرانی را بر روی این شبکه قرار داده است.

او در جایی متذکر شده که دموکراسی علمی و آزاد اندیشی دلیل این عمل او بوده است.او که برنده جایزه فیلدز در ریاضیات محض است(که ارزش آن معادل جایزه نوبل در علوم است)،در موسسه ای مشغول بکار است که احتمالا می بایست در آمدی در حد قابل توجه داشته باشد و این فراغ خاطر از زندگی مادی او را بر این داشته است که در عرضه علم و دستاوردهای علمی،نیاز به هر گونه چشمداشت مادی را به کنار نهد و حاصل ۳۰ سال زندگی علمی خود را به دیگران عرضه کند.

این در حالی است که اندک زمانی است که اندیشه های ریاضی او در حال تبدیل شدن به یک گفتمان ثابت و پیچیده در فیزیک نظری قرن بیستم است.

ایده هندسه های جابجایی ناپذیر،به طرز شگفت انگیزی در حال فتح تمامی متون فیزیک نظری این قرن هستند.شاید نام آلن کن در قرن پیش رو،در آینده ای نزدیک چیزی بیشتر از نام یک ریاضی دان محض جلوه گر شود.

این مقدار عزت نفس و آزاد اندیشی تقریبا بی بدیل است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 22:47  توسط ابدیّت  | 

جوئل شرک،از نظر من یکی از نمونه های سنتی نبوغ در قرن بیستم است.مردی از فضای فرهنگی پاریس به همراه دوستش آندره نووو،در اواسط  دهه ۶۰ به کلتک نزد جان شوارتز می رود.در کمتر از شاید ۱۵ سال زندگی علمی،نقشی بسزا در فیزیک نظری ایفا می نماید.و ناگهان به یک روایت از میچیو کاکو خودکشی می کند و در یک روایت دیگر از عده ای دیگر از فیزیکدانان نظری،در اثر دیر تزریق کردن انسولین(در اثر بیماری دیابت) به کما می رود.(استفان هاوکینگ)

در روایتی که از میچیو کاکو نقل شده،جوئل شرک به شدت در یک تقابل شدید با فرهنگ خاصی که در اواخر سالهای جنگ ویتنام،در محله های تلگراف ستریت برکلی و هایت آشبری سنفرانسیسکو حکمفرما بود،قرار گرفته بود.او در سال ۱۹۷۰ ناگهان دانشگاه پرینستون را ترک کرد و به برکلی رفت تا مدتی در آنجا به کار و تحقیق بپردازد،پس از اقامت در برکلی،چندین مرتبه در بین فرانسه و آمریکا در رفت و آمد بود،تا ناگهان در اوج کارهای درخشانش در نظریه ریسمان و نظریه ابر-گرانش،آمریکا را ترک کرد و راهی شرق دور شد.مدتی در یک معبد در تبت به راهبگی پرداخت و سپس با قطار عازم فرانسه بود که به روایتی در قطار خودکشی کرد.بنابر روایات افراد زیادی او از یک شکست عاطفی با همسرش به شدت در عذاب بود و همین امر می تواند قوت امر خودکشی را در او قوی تر گرداند.

اما چیزی که در دوره جنگ ویتنام در آن منطقه خاص از آمریکا رواج داشت،مقوله ای به شدت پیچیده و شاید عجیب در خود تاریخ نظام دانشگاهی در آمریکا است.جنبش ضد جنگ،رنگ و بوی چپ و کمونیستی پیدا کرده بود و این امر مقارن شده بود با دوره ای که به ان دوره دوره سایکودلیک می گویند.از این ملقمه،که از یک سو بوی آنارشی می داد و از سوی دیگر به شدت یک جنبش اعتراضی بود و همزمان شده بود با به قدرت رسیدن افکار چپ در دانشگاه های مختلف آمریکا،پدیده های عجیبی بیرون آمد.شلوغی های برکلی،تیر اندازی پلیس در پیپلز پارک و کشته شدن یک دانشجو،فستیوال مویسقی وودستاک که آن سالها توامان شده بود با فعالیت های ضد جنگ گروه های نودیست(طبیعت گرا ها)و...

 

Some folks are born made to wave the flag
Ooh, theyre red, white and blue
And when the band plays hail to the chief

Ooh, they point the cannon at you, lord

It aint me, it aint me, I aint no senators son, son
It aint me, it aint me; I aint no fortunate one, no

Yeah
Some folks are born silver spoon in hand
Lord, dont they help themselves, oh
But when the taxman comes to the door
Lord, the house looks like a rummage sale, yes

It aint me, it aint me, I aint no millionaires son, no
It aint me, it aint me; I aint no fortunate one, no

Some folks inherit star spangled eyes
Ooh, they send you down to war, lord
And when you ask them, how much should we give
Ooh, they only answer more! more! more! yoh

It aint me, it aint me, I aint no military son, son.
It aint me, it aint me; I aint no fortunate one, on

It aint me, it aint me, I aint no fortunate one, no no no
It aint me, it aint me, I aint no fortunate son, no no no

(By: Creedence Clearwater Revival )

تمام این وقایع برای جوانی که از یک فرهنگ متفاوت می آید مقداری عجیب و شاید کلافه کننده باشد.جوانی که در حال پرداختن و کار کردن روی شاید یکی از عجیب ترین انقلاب های فکری در فیزیک نظری است.در ارتباط با این جوان دیگران چیزهایی عجیب تعریف کرده اند.پیر ریموند که دورانی را در پرینستون گذرادنه حکایاتی از یکی از بارهای آنجا و جوانی که با رب د شامبر در بار زمان می گذرانده تعریف می کند.اما آنچه که در مسیر پرینستون-برکلی اتفاق می افتد شاید یک شوک دردناک باشد.آن زن محو می شود.

I put a spell on you
Because youre mine
You better stop
The things that youre doin
I said watch out
I aint lyin, yeah
I aint gonna take none of your
Foolin around
I aint gonna take none of your
Puttin me down
I put a spell on you
Because youre mine

By: Creedence Clearwater Revival 

زندگی همواره نقشی دوگانه در زندگی انسان ها بازی می کند،آنها را به عرش می رساند و در غالب دردها،چهارپایه را از زیر پای آنها پائین می کشد.

مقاله مروری او بر اتفاقاتی که در نظریه ریسمان تا سال 1974،افتاده است یکی از زیبا ترین و پر ارجاع ترین مقاله های مروری تاریخ فیزیک است.زندگی با فکر او و اینکه او چگونه زندگی کرده همواره برایم جذاب بود.گاه نگاه کردن به شهاب سنگها بسیار لذت بخش است.

برای یاد جوئل شرک

یادواره جان شوارتز

خاطرات پیر ریموند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 0:20  توسط ابدیّت  | 

از نظر آوایی کلمه ای زیباست.نوعی پرستیژ کلامی.
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:26  توسط ابدیّت  |