تبليغاتX
ابدیّت

ابدیّت

نقد.فلسفه.هنر

چندی است بیش از حد تفنّن،به سینما می پردازم.از بین روش های متفاوت،یک روش را به عنوان روش برخورد با سینما انتخاب کردم.تماشای آثار یک فیلمساز به ترتیب زمانی پرداخته شدن آثار.هر چند این روش برای مرور کارهای برخی هنرمندان مانندبرسون،فلینی،پازولینی،وندرس،...بسیار دشوار و فرسایشی است،اما یک حسن دارد که همانا نمودار شدن عنصری از تفکر و پیوستگی در آثار یک هنرمند است.در ثانی می بایست کارهای فیلمسازان را نیز به ترتیب زمانی تاریخ سینما دنبال کرد.زمانی که این مهم[از نظر خودم]را انجام دادم به مفهومی به نام فیلمساز مؤلّف رسیدم.

فکر می کنم هنرمند مؤلّف،هنرمندی است که نه تنها در زمان خود بسیاری از قوانین رایج و پذیرفته شده را به صورتی منطقی و از پیش تعیین شده[و نه به صورتی کاملا احساسی و خام] به چالش می گیرد،بلکه باعث تغییر در ذائقه مخاطب و تغییر نگرش های زیبایی شناسانه و آغاز بابی جدید در هنر می شود.در آثار یک سینما گر مؤلّف،یگ گسست به صورتی برق آسا هویدا می گردد و سپس در مسیر زمان این گسست به نظمی منطقی،پخته و جهت دار تبدیل می شود.و از آن پس به قول تاماس کوهن(فیلسوف علم)این گسست،تا زمان اشباع شدگی،تبدیل به یک پارادایم می شود.هر چند در هنر نمی توان از معیارهای علم استفاده کرد.برای همین بهتر است بگویم باعث تأثیر در عده ای،یا احساس اشباع شدگی در جریان رایج زمان می شود،حتی اگر مقبولیت عام پیدا نکند.

در این نوشتار مؤلّف،بیشتر بار محتوایی دارد تا بار تکنیکی.با مقایسه ای به روش بالا فیلم سازان زیر را با تعریفی که ارائه دادم مولّف یافتم.(هر چند وقتی به سینما به عنوان یک کل نگاه کنیم،تکنیک و محتوی را با هم در آمیزیم می بایست نام های دیگری را نیز اضافه نمائیم.)

-آندره ای تارکوفسکی

-اینگمار برگمن(هر چند درکش نکردم)

-روبر برسون

-لوئیس بونوئل

-پیر پائولو پازولینی(هر چند هنوز هم اندیشه اش بر من سنگینی می کند)

در سینمای این بزرگان،محتوی قربانی تکنیک نمی شود.فیلمساز در عین وفاداری به تکنیک،سعی در عنوان دغدغه ای دارد.این دغدغه گاه تا پایان عمر هنری فیلمساز به صورتی لاینحل باقی می ماند.شاید ویژگی مشترک در بین این پنج نام،معلق بودن سینمای آنان و پرهیز از هر گونه اظهار نظرقطعی باشد.این امر مرا بیشتر مصمم می کند که بپذیرم این مؤلّف ها درگیر با محتوی بوده اند.گویی اگر این محتوی مانند یک مایع می باشد و هر فیلم اگر به ظرفی تشبیه شود،در هر فیلم محتوی به گونه ای خود را نمایش می دهد.مقایسه بین شکل این مایع(محتوی)وظرف(فیلم)نظام فکری فیلمساز را هویدا می کند.

هرچند باید اقرار کرد آنتونیونی،دسیکا،ویسکونتی،تورناتوره،روسلینی،کوبریک،ستون،جارموش،ولز،رنوآر،لانگ،کلر،کوروساوا،

آلمودوار،گدار،تروفو،کیسلوسکی....حرف های زیادی برای گفتن دارند.قصد دارم  با تکرار مفهوم مؤّلف برای خودم و باز سازی مصداق های آن در آثار آنان به باز تعریف مفهوم مؤلف بپردازم.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 23:34  توسط ابدیّت  |